کلیدواژه‌ها = عدالت
تعداد مقالات: 3
عدالت؛به مثابه انصاف یا قابلیت انسانی

عدالت؛به مثابه انصاف یا قابلیت انسانی

دوره 7، شماره 26، پاییز 1403

https://doi.org/10.22034/aeclr.2024.486326.1154

محمدمهدی رحیمی

چکیده عدالت از قدیم الایام مفهومی پر اهمیت و مورد توجه کنشگران حوزه علوم اجتماعی بوده است.این مقاله سعی دارد با تحلیل نظریه جان رالز فیلسوف سیاسی قرن بیستم در باب عدالت و مقایسه محتوایی آن با اندیشه آمارتیا سن نظریه پرداز و برنده جایزه نوبل اقتصاد(1998) به تبیین ایستاری جدید سنتز شده از اراء دو فیلسوف بپردازد. لذا با بهره‌گیری از روش تحلیلی توصیفی این سوال مطرح گردیده است که امکان نیل به عدالت منبعث از انصاف یا قابلیت چگونه امکان پذیر است؟و با بهره گیری از چارچوب مفهومی عدالت جان رالز و آمارتیاسن این فرضیه مطرح گردیده است : رالز و سن دیدگاه هایی مشابه نسبت به فایده گرایی دارند که غایت آن را در رفاه عمومی و خوشبختی برای حداکثر جامعه میبینند. اما در روش شناسی شان نسبت به محقق شدن شرایط عادلانه متفاوت و ناهمسو میباشند.انصاف از منظر رالز اصل برابری فرصت های عادلانه و قابلیت از منظر آمارتیاسن یعنی وجود شرایطی که گزینه های مختلف را برای انتخاب پیش روی انسان می گذارد،انتخاب زمانی معنی دارد که انسان میان گزینه های مختلف حق انتخاب داشته باشد وبا محدود شدن انتخابها آسیب پذیر خواهد شد.با درک مفهوم قابلیت فقیر کسی نیست که درامد ندارد بلکه کسی است که نمیتواند از فقر بیرون بیاید.

بررسی تطبیقی غفلت از قاعده لاضرار در فقه و رویه قضایی کیفری

بررسی تطبیقی غفلت از قاعده لاضرار در فقه و رویه قضایی کیفری

دوره 4، شماره 12، بهار 1400، صفحه 83-104

https://doi.org/10.22034/aeclr.2021.282207.1053

مصطفی احمدی

چکیده در روابط حقوقی،قواعدی وجود دارد که زیربنای آن را تشکیل داده و باعث استواری بنای عدالت می شود. قاعده لاضرار یکی از این قواعد پایه ای بوده که در اصل چهلم قانون اساسی بر آن تاکید شده است. مفهوم این قاعده این است که هیچکس حق سوء استفاده از حقوق خود را به زیان دیگری ندارد. این قاعده علاوه بر ریشه های قرآنی و روایی و فقهی ،بر منطق و عقلانیت انسانها نیز استوار است. در حقوق غربی این قاعده به سوء استفاده از حق معروف است که یکی از اصول محدودکننده آزادی افراد است. در قوانین مدنی و تجاری ما این قاعده به کرات و انحاء مختلف یادآوری شده است که پایه قانون مسئولیت مدنی نیز این قاعده می باشد. اما در حقوق کیفری به جز معدودی از قوانین که صرفا تشابه لفظی با قاعده دارد هیچ استفاده ای از این موضوع نشده است و این امر باعث سوء استفاده های فراوانی از جانب افراد می گردد. مواردی مانند اعسار و تبدیل مجازات و تخفیفات و اصول برائت و مرور زمان و ... از مواردی است که سوء استفاده های زیادی در آن صورت می گیرد. قلمرو موضوع این تحقیق حقوق کیفری ایران می باشد که به روشی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و تجربیات کاری در صدد واکاوی و یاد آوری قاعده به افراد ذیربط می باشد.

« عدالت و ابواب فقهی آن در فقه اسلامی »

« عدالت و ابواب فقهی آن در فقه اسلامی »

دوره 4، شماره 12، بهار 1400، صفحه 159-182

https://doi.org/10.22034/aeclr.2021.290954.1062

سجاد صمندری

چکیده در سال های اخیر، عدالت به عنوان یک قاعده‌ی فقهی دستمایه‌ی برخی از پژوهشگران عرصه‌ی فقه شده است، تا به فقه پویایی ببخشند و فقه را از انزوا به سوی کارآمدی ببرند و چالش های فراروی اجرای احکام را برطرف نمایند. ایشان با نگاه جدید به عدالت و کاربرد آن در ابواب مختلف فقه بر این هدف‌اند که از عدالت قاعده‌ای فقهی بنا کنند و استنباط احکام شرعی را بر اساس آن سامان دهند و این قاعده را در روش های کنونی فقه وفقاهت وارد نمایند. قاعده‌ای فراگیر که تمام ابواب فقه را در می‌نوردد و حتی به پندار برخی می‌تواند احکام را نیز نسخ نماید! این نوشتار اثبات می‌کند که عدالت ونفی ظلم در فرآیند اجتهاد مؤثر است به گونه ای که فقیه می‌تواند آن را وسیله‌ی سنجش حکم فقهی خود ودلیلی در تقدیم یک الزام بر الزام دیگر قرار دهد. هدف از پژوهش حاضر عدالت و موارد اعتبار آن در فقه امامیه می باشد عدالت عبارت است ،مسئله عدالت دربسیاری از امور ریزو درشت زندگی بشر به عنوان شرط مطرح شده است. از این رو است که مومنان در انتخاب امام جماعت و هم چنین در تنظیم سند دین و مطالبات ، اقامه شهادت و گواهی نسبت به خودو دیگری و اموری از این دست موظف به رعایت شرط عدالت می باشند.به سخن دیگر، مؤمنان موظف هستند در مسیر زندگی خویش در همه امور خرد و کلان، شخصی و اجتماعی، دنیوی و اخروی عدالت را مراعات کنند و از ظلم و جور و بیداد پرهیز کنند .